يحيى دولت آبادى
413
حيات يحيى ( فارسى )
كه بنگارنده رجوع شده و سروكار من با سفارت پاريس است نه سفارت بلژيك البته سفير ايران در بلژيك باطنا خوشحال نميباشد ولى نظر بدوستى كه با من دارد و تصور مىكند مرا بر او در روزگار گذشته حقوقى بوده است كه او بايد آنها را اداء كند موافقت مينمايد و نگارنده كار محصلين را كه روزبروز بر كيفيت و كميت آن افزوده مىشود اداره مينمايم و گاهى براى دادن كنفرانس بپاريس رفته محصلين دولتى كه عده زيادى هستند جمع شده براى آنها كنفرانس مىدهم و كنفرانسهاى مزبور اغلب بتوسط اداره سرپرستى طبع و نشر مىشود . نگارنده در ضمن اين كارها از فراغت خاطرى كه حاصل است استفاده نموده جلد سيم اين كتاب را كه در شرف اتمام بوده تمام مىكند و جلد چهارم را كه كمى از آن نوشته شده بود از روى يادداشتهاى زياد كه داشتهام مينويسم و قسمت دوم كتاب ادبى خود ارديبهشت را شروع كرده بتدريج زياد مينمايم و رسالههاى ديگر ترجمه و تأليف و يا تأليف ميكنم و بالجمله وقت خود را در كار سه قسمت كرده يكى را صرف كار محصلين و يكى را صرف رسيدگى به حال و كار اولاد خود و خانواده ميكنم و البته در اين قسمت عيال من حميده خانم كه بزندگانى اروپا تا يك اندازه آشنا شده است مرا كمك مىكند و قسمت سيم را صرف كار تأليفات خود و مراسلات با دوستان در هركجا هستند مينمايم و زندگانيم صورت انتظامى به خود گرفته است گرچه قسمت زندگانى كه در تهران است و مخصوصا مدرسه سادات كه شخصا به كار آنجا رسيدگى ميكردم در غياب من آن انتظام كه داشته از دست ميدهد با وجود اين بدست خواهرم كه زن كارآمد و بااطلاع است كارهاى آنجا را هم نميگذارم رشتهاش گسسته شود و به اين ترتيب امرار حيات مىشود وزارت معارف هم رتبه مرا بالا ميبرد و حقوق ثابت من بزندگانى ساده با قناعتى كه دارم كفايت مىكند خصوصا كه دوست من آقا سيد حسن تقىزاده براى مصلحتى كه در نظر شاه بوده است بوزارت ماليه ايران منصوب ميگردد و چون دولت دو بودجه تشكيل ميدهد داخلى و خارجى داخلى را نقره ميدهد و خارجى را طلا تقىزاده كوشش كرده حقوق مرا هم با پول طلا ميپردازند و در تبديل آن با پول بلژيك رفاهى در معيشت حاصل شده ميتوانم خرج تحصيل اولادم